جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

403

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

خانه داشت و اوزلى نوشته است كه بين چهل و شصت هزار نفر جمعيت داشته كه كم‌وبيش باهم متقارن است . ازاين‌رو به‌هرحال وسعتش خيلى زيادتر نبوده و طى هفتاد سال اول قرن حاضر در همين حدود بوده تا بدست ناصر الدين شاه تغييرات اساسى يافته است كه من در اين فصل به شرح آن مىپردازم . شكل ظاهرى آن - اينكه در نخستين دورهء زندگى تازه و دگرگون خود اين شهر چه شكل و صورتى داشته است ، حكايات و تصاوير عدهء كثيرى از نويسندگان دقيق و فاضل ما را قادر مىسازد كه در اين‌باره با يقين كامل اطلاع وافى حاصل كنيم . اين شهر كه در ميان جلگه‌اى خالى واقع و بوسيلهء بيابانهاى خشك و سخت محاصره شده با چند حومهء مختصر و يا بدون آن با حواشى مشخص و روشن شهر تهران آن زمان بوده و آن صورتى مستحكم و كثير الاضاع داشته كه محيط خارجى آن بين پنج تا شش ميل بوده كه با ديوار گلى به ارتفاع بيست پا احاطه شده بود و در اطراف آن برج‌هاى گردى قرار داشته و با خندقى دفاع مىگرديده كه چهل پا عرض آن و بيست تا سى پا عمق آن بوده است . ديوارهاى آن بىاهميت و در پاره‌اى قسمت‌ها مخروب و خندقش ويران و از گوشه و كنار شكسته بود . شهر شش دروازه با ساختمانى پرزرق‌وبرق و آراسته با كاشىهاى شفاف و كوچه‌هاى تنگ و كثيف با جدول‌هاى سرباز در وسط كوچه‌ها داشت و روىهمرفته يگانه بناى قابل‌توجه آن ارگ شهر بود كه در سمت شمال واقع است ، آنجا ديوانخانهء شاه يا در خانه است . بعد از ديوار شهر كاخ ييلاقى قصر قاجار است كه فتحعلى شاه بر تپه‌اى در شمال شهر ساخته كه تنها پيكر متفاوت و خوش‌آيند در ميان بيابان قهوه‌اىفام گرداگرد شهر است . دماوند تنها منظرهء ممتاز طبيعى است كه با رفعت تمام بر همهء آن حدود مسلط مىنمايد . اين بود وصف تهران از لحاظ سرجان ملكم و هارفرد جونز و اوزلى و نويسندگان مركب از افراد نظامى يا ديپلماتها كه با دسته و بساط و با ارمغانهاى گرانبها در طى ده سال اول قرن حاضر از خليج فارس راه شمال در پيش گرفته بودند تا در دربار باشكوه و جلال فتحعلى شاه بار يابند .